تولید علم چهار قسمت دارد: مبنا ، مفهوم ، مسأله ، ساختار
کسی که مفهوم را ایجاد می کندو دیگران را در معرض مفهوم قرار می دهد تا بدان پاسخ دهند در واقع تولید علم کرده است.سخت ترین کار در تولید علم ، تولید مفهوم است.کسی که مبنا و مفهوم سازی را قبول ندارد ، معتقد به بستر سازی است یعنی اول نظریات تولید شود و از برآیند نظریات و تولیدات مسلمانان نتیجه گیری کنیم که علم ، دینی ، هنر دینی و .... چیست.
- جامعه ای که علم نداشته باشد سیاست زده می شود جاهایی که علم و قدرت باشد جهت گیری ها مشخص می شود وقتی علم وجود نداشته باشد یعنی معیاری در کار نیست تا مسائل را با آن سنجید. کشور بی علم ، برنامه ای برای امور ندارد و بالطبع در فضای سیاسی، اقناع علمی وجود ندارد.
بعد از تولید باید به مرجعیت رسید ، یعنی قدرت تکثیر وجود داشته باشد و خوراک فکر جامعه تأمین شود. به علاوه در جامعه باید برای اهل علم نیز جایگاه قائل بود . در ابتدای انقلاب تصور این بود که با نصب مسولین مؤمن ، همه مسائل حل می شود اما در مدت اندکی متوجه شدند که این تفکر اشتباه بود است. لذا دانشگاهایی چون باقر العلوم علیه السلام ،‌امام صادق علیه السلام و... تاسیس شد.